خرید بک لینک

شده از درد بخندی که نبارد چشمت...


من در این خنده پر غصه مهارت دارم...

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: شنبه 12 خرداد 1397 ساعت: 13:45

توسط:khoshkele کاش میشد همه ی اون چیزی که باید و از نگاه خسته و پریشون اون روزام میخوند..الان واسه کسه دیگه ام اون میخونه اما نمیدونه این نگاهاز کجا مونده واسم.. حتی نمیتونم بگم بهش این نگاه مال تو نیست.. سرزنش میکنه خودشو که شاید خودش کار اشتباهی کرده..اوننمیدونه و من نمیتونم بگم نمیتونم صادقانه تو چشاش نگاه کنمو بگم.. دهن باز نمیکنم چون با باز شدنش جز دروغ چیزی نمیتونم بگم..دروغ نگم میمیرم از هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 3:09

تنها میان غربت دنیا چه میکنی؟ دلبر که نیست، با دل تنها چه میکنی؟ از تُنگ کوچک ات به تقلا گریختی با کوسه های وحشی دریا چه میکنی؟ یوسف پس از رها شدن از چاه بی کسی... در بند انتخاب زلیخا چه میکنی؟ امروز در تلاش فراموش کردنی... دیروز رفت،با غم فردا چه میکنی؟ ای پیرمرد خسته و دل تنگ اورشلیم با خاطرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 0:24

به رفتن تو سفر نه، فرار میگویند

به این طریقهی بازی قمار میگویند

به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد

هنوز مثل گذشته «نگار» میگویند

اگر چه در پی آهو دویدهام چون شیر

به من اهالی جنگل شکار میگویند

مرا مقایسه با تو بگو کسی نکند

کنار گل مگر از حُسنِ خار میگویند؟

تو رفتهای و نشستم کنار این همدم

به این رفیق قدیمی سه تار میگویند

#کاظم_بهمنی

#قمار_بازی

#ofm69

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 19:51

میتوانی بروی قصه و رویا بشوی راهیِ دورترین گوشهی دنیا بشوی ساده نگذشتم از این عشق، خودت میدانی من زمینگیر شدم تا تو مبادا بشوی آی… مثل خوره این فکر عذابم میداد چوب ما را بخوری ورد زبانها بشوی من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی دانهی برفی و آنقدر ظریفی که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 19:51

بوی عطری آشنا

تو را

یک روز بیدار خواهد کرد،

حتی اگر یک عمر

خوابیده باشی

زیر سنگی سرد. . .


#رضا_کاظمی


@ofm69

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 13:17

دل نخواهم، جان نخواهم


آن من کو؟ آن من ...



#مولانا









https://t.me/ofm69/2539


برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: شنبه 30 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:00

خداگفت : - لیلی یک ماجرا ست ، ماجرایی آکنده از من . ماجرایی که باید بسازیش . شیطان گفت : - تنها یک اتفاق است . بنشین تا بیفتد . آنان که حرف شیطان را باور کردند ، نشستند و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد . مجنون اما بلند شد ، رفت تا لیلی را بسازد . خدا گفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:29

در بازی دنیا همه در جنگ خود هستیم سرباز دگر چیست که ما ننگ خود هستیماین کشتن خلق از طمع وجهل مدام استگر فکر کنیم در به درو منگ خود هستیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:29

عید

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:29

سال ها گذشت ما به هم نرسیدیم جای تو اما ، زنی همراه من است به تو شباهتی ندارد از تو بهتر نیست حتی از تو زیباتر نیست تنها بخاطر لجاجتم کار به اینجا رسید اما ، وقتی موهایش را باز میکند بی اختیار مثل همیشه تو را صدا میزنم و او میخندد با اشتیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:29

راه میروم...شهر زیر پاهایم تمام می شودتو,هیچ کجا نیستی...!#رضا_کاظمی#hdOnly for mejoin on telegramhttps://telegram.me/joinchat/Af-nOj4Ces5UBGnfVms_0Aادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:29

ده سال بعد از حال این روزام با کافـه هـای بــی تو درگیرم گفتم جهان بی تو یعنی مرگ ده سال ِ رفتــی و نمی میرم ده سال بعد از حال این روزام تو تــوی آغـــوش یکی خوابی من گفتم و دکتر موافق نیست تو بهتـــر از قرصـــای اعصابــی ده سال بعـــد از حــال ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:29

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:29

سربازی

سرباز که بودم

رو به اتاقِ تو

پُست میدادم

دلم میخواست سمتِ شما

امنترین نقطه در جهان باشد!


Only for me

Hd

https://telegram.me/joinchat/Af-nOj4Ces6OBFjMN8tdeA

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:29

صفحه بندی